عبدالله مستوفى
97
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
باشند ، مثلا براى فوايد عامه از هلند ، و ماليه از امريكا ، و جنگ از سوئد ، و عدليه از سويس ، مستشار و معلم استخدام كنيم . اما شما اين كار را نكرديد ، سهل است امر سادهء استخدام مستشار و معلم را موضوع قرارداد بين خود و دولت انگلستان نموده ، حتى اختيار نياوردن مستشار را هم از ايران سلب ، و دولت را مجبور نمودهايد كه من بعد هميشه ادارات و قشون خود را بتوسط مديران و صاحبمنصبان انگليسى اداره كند . دولت ايران در سابق هم مستشار و معلم خارجى خيلى اجير كرده است . آيا هيچوقت با دولت آنها قراردادى بسته است ؟ از ازمنهء سابقه ميگذريم ، در همين بيست سال اخير استخدام مستشاران و معلمين بلژيكى و سوئدى و آمريكائى و فرانسوى براى گمرك ، وزارت خارجه و ژاندارمرى و ماليه و عدليه و داخله جز بتوسط يك كنترات بين مأمورين ايران با خود مستشارها ، بطريق ديگرى صورت گرفته است ؟ آيا دولت ايران با دول متبوعهء اين مستشارها در موضوع اين استخدام هيچ قراردادى كه حاوى شرطى ، اعم مضر يا غير مضر باشد بسته است ؟ از اينهم ميگذريم ؛ مرسوم اينست كه در صورت لزوم براى هر وزارت خانه يكى دو نفر مستشار ميآورند ، تا در معضلات امور كه واقعا مديران بومى از عهدهء حل آن برنيايند يا در طرحريزيهاى مهمه طرف استشاره باشند ، نه اينكه بدون هيچ قيد عده و تعيين مدت ، با دولت قوى همسايه شرط كنيد كه مديران ادارات و صاحبمنصبان قشونى بهر عده كه دولت همسايه لازم بداند و تا هر وقت كه آن دولت صلاحانديشى كند ، منحصرا از اتباع آن دولت بوده ، قلم امضاء و كليهء اختيارات ادارى به آنها تفويض باشد . ما هرچه فكر ميكنيم ، نميتوانيم سبب مشروع منطقى براى اين اقدام شما بتراشيم . شايد بفرمائيد اگر از انگليسها ، آن هم با اين شرايط استخدام نميكرديم ، آنها ممانعت ميكردند از ساير ملل مستخدم اجير كنيم . اگرچه مناقشات روزنامهجات و تبادل يادداشتهاى رسمى و نيمرسمى بين دولت انگلستان و ساير دول قويهء عالم در موضوع اين قرارداد ، و عدم رضايت آنها از اين خريد و فروش كاملا براى اثبات خلاف اين فرمايش كافى است ولى ما باز موقتا تنزل كرده در اين ادعا نيز با شما همراه ميشويم و نفوذ انگليس را بر تمام دول و نفوذ دول را در نوبت خود بر افراد ملتشان بقدرى تصور ميكنيم كه با وجود مجمع اتفاق ملل ، باز هم بتوانند از استخدام فنى غير از انگليس براى ايران جلوگيرى نمايند ، در اين صورت آيا انگليس ميتوانست اختيار نياوردن مستشار را هم از ما سلب كند ؟ اگر ما اصلا از استخدام جديد مستشار و معلم صرفنظر كرده و بر فرض احساس احتياج مبرم دامنهء عمليات سوئدىها و بلژيكىها را از ژاندارمرى و گمرك بماليه بسط داده ، كار خود را پيش ميبرديم ، از اين وضعى كه شما براى ايران تدارك ديدهايد و اين مملكت را مستعمرهء انگليس كردهايد بهتر نبود ؟ اگر بفرمائيد در اين صورت انگليسها بما پول نمىدادند ، منكر شما نميشويم . ولى در جاى خود ثابت كردهايم كه سايرين براى پول دادن بايران حاضر بودند .